آپلود عکس

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،

آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛

هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد

بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …

روزی که دروغ میگوید ،

روزی که دیگر دوستم ندارد ،

روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد

و روزی که عاشق دیگری می شود

.

.

من هنوز امید دارم . . . .

غصه دوری اش را می خورم

می گویند : دیوانه شدی

برایش گریه می کنم 

می گویند : چرا بیهوده اشک می ریزی

بی تاب می شوم 

می گویند : کارهایت احمقانه است

با خنده می گویم : او بر می گردد

می گویند : واقعا که عقلت را کاملا از دست داده ای

اما آنها نمی دانند 

این رفتار من به خاطر این است که

من هنوز امید دارم . . . .